counter create hit

مطالب مرتبط:

هیدروسفالی خفیف نوزاد، نیازمند پیگیری است؟

دخترم سنش 2 ماه هستش بعلت تشنج های خفیف بردیم بیمارستان بستری کردیم و بعدش سونوگرافی جواب سونو هیدرو سفالی خفیف اعلام کردن.

انتخاب نام فرزند، چه نکاتی مهم است؟

وقتی پدر و مادر، نام افراد مشهور و تاریخی را بر کودک خود می گذارند، گویا انتظار می رود کودک نیز مانند آنان رفتار کند.

شیر مادر نخوردن نوزاد، چه راهکاری داره؟

یک نوزاد ۷۲ دو روزه دارم با وزن تولد۳۵۵۰ و وزن الان ۶/۵ .از ۱۵ روزگی تا ۵۰ روزگی هر روز یک وعده شیر خشک در حد یک پیمانه یا دو پیمانه بش شیر خشک میدادم. ...

درمان عفونت چشمی، خانمها میدانند؟

خیلی وقت ها چشممان دچار ناراحتی هایی می شود که بسرعت به جانش می افتیم و احساس خطر و ترس سر تا پایمان را فرا می گیرد.

هر کسی باید کتابش را انتخاب کند

هر کسی باید کتابش را انتخاب کند

«ریحانه جعفری» کتاب های زیادی برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده، از جمله مجموعه ی «استینک»، «بابای پرنده ی من» و «کارآگاهان دانشمند». با او، درباره ی کتاب و نویسندگی به گفت وگو می نشینیم. ...

تمکین نکردن زن، یعنی چه؟

زن مکلف است نیازهای جسمی و مشروع شوهر خود را بر آورده کند، البته زن ملزم به تامین خواست های خلاف شئون اخلاقی یا مغایر با سلامت جسم و روح و یا روش های انحرافی نیست. ...

علت اختلال در عادت ماهانه، قابل تأمل

قرص دوفاستون به مدت چقدر مجاز هست استفاده بشه؟ آخه من فقط با دارو پریود میشم.

تقویت میل زناشویی در مردان، هفت استراتژی ساده

در یک بررسی و مطالعه ۳۰ روزه بر روی ۵۲ زن ومرد با سن متوسط ۲۴ سال نکات جالبی به دست آمده که در ادامه می خوانید.

آیا کیست تخمدان مانع بارداری میشود؟

یک کیست در تخمدان سمت چپ دارم که به من قرص ال دی دادن تا یک ماه مصرف کنم. من باردار می شوم؟

حاملگی در دوران قاعدگی، چند درصد؟

در خصوص احتمال حاملگی در زمان پریود، خیلی ها فکر میکنند که اگر فرد در زمان عادت ماهیانه اقدام به رابطه جنسی نماید ، احتمال بارداری وجود نخواهد داشت.

سونوگرافی در دوران بارداری، تعداد مجاز چنده؟

انجام بیش از حد سونوگرافی می تواند مضر باشد.

رابطه بدون دخول، قرص اورژانسی بخورم؟

5 هفته پیش رابطه داشتم اما کامل نبود. آب منی وارد نشد. آیا حامله ام؟

کیست پلی کیستیک تخمدان، چه تاثیری روی باروری دارد؟

قصد بارداری دارم و می ترسم به تخمدان پلی کیستیک دچار شده باشم.

لکه بینی صورتی قبل از پریود، نشانه بارداریست؟

این ماه باید 23 پریود می شدم که 18،19 لکه بینی صورتی داشتم. امکان بارداری هست؟

تخمدان ضعیف و بارداری، چه ارتباطی با هم دارند؟

تخم کتان بخورم برا لاغری رو تخمدان تاثیر داره یا نه؟بخورم یا نه؟البته رژیم گرفتم.

گریه زیاد نوزاد، نشانه گرسنگی است؟

نوزادی دارم با وزن تولد 3کیلو و الان که سه ماهشه وزنش 5200 گرمه حدود یک هفته میشه که همش گریه میکنه شیرکم میخوره و تعداد دفعات مدفوعش یه کم زیاد شده.

جنین در هفته بیست و پنجم، قابلیت حیات دارد؟

من طول سرویکسم کوتاه بود که متاسفانه تو هفته ۲۵ زایمان زودرس داشتم و چون دیر رسیدم دکتر نتونستن سزارینم کنن و گفتن طبیعی زایمان کن.

بارداری و اثرات، منفی یا مثبت؟

شاید شما هم در مورد مقداری فراموش کاری و کاهش توان ذهنی در طی دوران بارداری چیزهایی شنیده باشید؛ پدیده ای که آن را «مامنسیا» (momnesia) یا «چالش مغزی بارداری» می نامند. ...

استرس بعد از آمینوسنتز، هفته سی و چهارم

تا الان که هفته سی و چهار هستم استرس دارم. چکار کنم؟

انجام نمی دهد اما می تواند

نمی شنوم ، اما می توانم

انجام نمی دهد اما می تواند انزوا و تنهایی ، بدترین دشمن است که در مادرید . در مورد مری هزار بار بدتر چرا که این گوشی قادر به به اشتراک گذاری این تاریخ استفاده کنید و یا حتی شخص دیگری را صدا, آدرس اجازه می دهد... انجام نمی دهد اما می تواند اولین روز که به خانه خود در آمد. او می خواست به مادرش و به او بگویید که او و بچه ها خوب است و مشکلی ندارند. تعدادی از خانه پدر و مادر او گرفت و به همین دلیل این صدای مرموز من فکر می کنم این یک نشانه برای ایجاد یک اتصال اجازه می دهد تا بدون بدانید که مادرش پشت خط است یا پدر خود گفت:" من ماری هستم. من می دانم که شما نگران من می خواستم به من اطلاع شما می توانید که همه چیز خوب است و هیچ مشکلی وجود ندارد! این روز بودند که از جان گذشته برای ایجاد ارتباط با یکی از دوستان خود را به شماره گرفت و گوشی را به متحده دو سال به او این کار را انجام دهد.اما حتی ملاقات منظم با Amaziah, پاتریک و یا رفتن به پارک نمی تواند که مریم احساس انزوا که بسیاری از مادران به کودک است . با آن صورت مانند آسمان رها کردن. دوستان خود را که او در زمان یک کاغذ و قلم. حتی او را از اعلامیه نوشته شده است. یکی از دوستان او که بازیگر است. Mhartis در زبان اشاره است. تجدید تقویت کرد تا راحت تر بتواند با او ارتباط برقرار نماید. ولی با این حال ، مری همچنان از شرکت در گفتگوهای جمعی محروم بود. مری دریافت که زندگیش هرگز مثل گذشته نخواهد بود در سومین سالگرد تولد پسرش ، مری متوجه شد که دیگر نمی تواند مانند سابق در فعالیتهای خانوادگی شرکت جوید. او داشت یک برنامه شنوایی درمانی را به پایان می رساند و امید زیادی داشت که این برنامه به او کمک کند که زندگیش به صورت عادی درآید." در جشن تولد پاتریک چند تن از مادران همسن و سال او حضور یافته بودند و گروهی با هم صحبت می کردند ولی من نمی توانستم در صحبت آنها شرکت کنم. می دیدم که همه می خندند و شوخی می کنند، به خودم می گفتم که این میهمانی بسیارخوبی است ولی من از آن لذت نمی برم. خیلی مایوس کننده وملال آور بود که می دانستم این وضع همین طور ادامه می یابد وهیچ امیدی به بهتر شدن آن نیست." مری احساس بی کفایتی می کرد، بخصوص هنگامی که مادری دیگر به بچه ای جوابی می داد ولی او اصلاً متوجه نمی شد که درخواستی صورت گرفته یا چیزی پرسیده شده است.پس از همین میهمانی بود که او به یک برنامه حمایتی مخصوص افراد ناشنوا دریک دانشگاه دولتی پیوست و راهکارهایی برای مقابله با این مشکل یاد گرفت. مری متوجه شد که برای او و شوهرش بسیار مهم است که به صورتی باهم گفتگو کنند، " از اشتباهات دیگران چیز یاد می گرفتم – از مسائل فرعی می گذشتم و فقط در مسائل اساسی با شوهرم تبادل نظرمی کردم. من ازدواجهای سی ساله ای را دیده بودم که یکی - دوسال پس از بروز مشکل در شنوایی به طلاق انجامیده بود."یکی از بزرگترین ناراحتیهای او این بود که نمی توانست در ایام کریسمس آهنگهایی که به این مناسبت اجرا می شد، بشنود.اما درجشنهای سال نو، کشف هیجان انگیزی کرد: او متوجه شد که صدای قوی را می تواند بشنود. او که به شدت از این کشف به هیجان آمده بود، این تجربه را با افراد دیگری که مبتلا به نقصان شنوایی بودند، درمیان گذاشت. او و دوستان موسیقیدانش به بحث درمورد اجرای موسیقی به مناسبت ایام کریسمس برای افرادی که شنوایی اندکی دارند، پرداختند. تحقیقات آنها نشان داد که هیچ کس تا آن موقع به فکر تولید و اجرای موسیقی ، خاص چنین افرادی نبوده است.یک سال بعد آنها اولین نوار موسیقی خاص کم شنوایان را با کیفیت صدای بالا به مناسبت کریسمس تولید و روانه بازارکردند، که مورد توجه مردم و رسانه ها قرار گرفت. مری می گوید:" ما بعد از آن با تولید نوارهایی خاص بچه ها و بزرگترهای کم شنوا، موسیقی را وارد زندگی کسانی کردیم که از آن بی بهره بودند و این تجربه فوق العاده ارزشمندی بود." بچه ها خیلی سریعتر خود را با او وفق دادند با اینکه زندگی مری به کل تغییر کرده بود، بچه هایش چون خیلی کم سن و سال بودند، چندان ذهنیتی از گذشته نداشتند که حالت مقایسه برایشان پیش بیاید. پاتریک که درزمان وقوع ناشنوایی درمادرش به حرف آمده بود، ظاهراً وضعیت جدید را پذیرفته بود. با این حال، در سه سالگی دچار لکنت شده بود که مری علت آن را ناشنوایی خودش می دانست و از آن بابت خود را سرزنش می کرد. ولی این مشکل با رفتن پاتریک به مهد کودک حل شد. الیزابت هم مدتها تصور می کرد که مادران همه بچه ها کر هستند.مری همچنین گمان می کند که چون مجبور بوده بیش از حد به پاتریک تکیه کند، او بچه ای مستقل بار آمده و خیلی از خواهرش مواظبت می کند. او همیشه به محض اینکه الیزابت اظهار ناراحتی می کرد یا می خواست چیزی بگوید، به نزدش می رفت و مشکل یا خواسته او را به مادرش انتقال می داد.حال که بچه ها هشت و دهساله شده اند، بعضی امور راحت ترشده ولی مشکلات تازه ای پدید آمده است. برای مثال، او نمی تواند درامور درسی یا کمک آموزشی بچه ها آن طور که دلش می خواهد، دخالت نماید. زمانی که معلم از والدین می خواست که در روخوانی به بچه ها کمک کنند، مری اصلاً نمی توانست کاری انجام دهد، چون نمی توانست بفهمد که آیا بچه کلمه ای را غلط می خواند یا اشتباه تلفظ می کند.ولی او که به هیچ وجه نمی خواست تسلیم آن وضعیت شود، راهی برای دخالت درامور درسی بچه هایش و کمک به آنها پیدا کرد. او یک برنامه آموزش زبان اشاره و ناشنوایی ایجاد کرد و درسال تحصیلی بعدی آن را درمدرسه ارائه کرد. مری این زبان را درکتابخانه ی مدرسه آموزش می داد و به عنوان منبع اطلاعات راجع به ناشنوایی و ناشنوایان به متقاضیان خدمات می داد. " می خواستم به این ترتیب انتظاراتم را تغییر دهم ، من برخی کارها را نمی توانم انجام دهم ولی از عهده پاره ای دیگر بر می آیم." او یک دوره آموزش کارهای گرافیکی با کامپیوتر را گذرانده و در آن مهارت کافی پیدا کرده و امیدوار است که بتواند در خانه اش کارهایی د رارتباط با این مهارت انجام دهد. ارتباط در این خانواده تقویت می شود مری می داند که مسائل و مشکلاتی درپیش خواهد داشت. او درعین حال که همچنان زبان اشاره را به فرزندانش می آموزد، نمی داند که تا کی می تواند از آنها به عنوان مترجم کمک بخواهد. همچنین نگران سالهای بلوغ بچه ها بود، سالهایی که اکثر بچه ها چندان علاقه ای به ارتباط و گفتگو با والدینشان نشان نمی دهند و نسب به وجود یا بروز تغییر در خانواده شان به شدت حساس هستند. مری حتی به دورتر هم نگاه می کرد، به زمانی که نوه دار شود." از فکر اینکه نمی توانم با آنها حرف بزنم، خیلی افسرده می شوم ." اما ارتباط و گفتگو در خانواده مری تقویت می شود" همه آن را فوق العاده مهم تلقی می کنند . او امیدوار است که همین امر، شالوده ای باشد که بر اساس آن، آنها در مواقع دشواری به یکدیگر تکیه کنند.مری اینک که به گذشته نگاه می کند می گوید:" من و خانواده ام خیلی خوشبختیم . درست است که نمی توانم بشنوم ولی " مامان دوستت دارم" را در نگاهشان و بر لبهایشان می بینم و از لمس دستها یشان احساس می کنم.منبع:تبیانویرایش و تلخیص:میهن مگ