counter create hit
مطالب مرتبط:

اکران فیلم «لونه زنبور» با حضور هنرمندان

لونه زنبور فیلمی به کارگردانی برزو نیک نژاد و تهیه کنندگی سعید خانی و با صدای زیبای هوروش بند است. این فیلم محصول سال ۱۳۹۶ است و در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نیز خوش درخشید. ...

استوری چهره ها در اینستاگرام (۲۲۲)

استوری اینستاگرام چهره ها را از احمد مهران فر تا شیوا ابراهیمی دو بازیگر مشهور تئاتر و سینما را ببینید . نوشته استوری چهره ها در اینستاگرام (۲۲۲) اولین بار در فرهنگی پدیدار شد. ...

تدوین گزارشات تراریخته و آلودگی رودخانه ها در کمیسیون اصل 90 مجلس

تدوین گزارشات تراریخته و آلودگی رودخانه ها در کمیسیون اصل 90 مجلس

نایب رئیس کمیسیون اصل 90 از تدوین گزارشات تراریخته و آلودگی رودخانه های شمال کشور در کمیسیون متبوع خود خبر داد.

ملاقات با فرزند بعد از طلاق، چگونه به توافق برسید؟

در کنار اختلاف نظر در مورد برنامه های حمایت و نگهداری از فرزندان، چالش در خصوص برنامه های دیدار والدین یکی از سخت ترین اختلافات پدران و مادران است.

صهیونیست ها صحت ویدئوی خوشحالی نظامیان خود از کشتار فلسطینی ها را تایید کردند+ویدئو

صهیونیست ها صحت ویدئوی خوشحالی نظامیان خود از کشتار فلسطینی ها را تایید کردند+ویدئو

ارتش رژیم اشغالگر قدس، صحت ویدئوی خوشحالی نظامیان رژیم از کشتار فلسطینیان را تایید کرد.

فیلم | ماجرای جاماندن شی خارجی در شکم بیمار در عمل سزارین!

بر اثر بی توجهی ابزار کار پزشک در شکم خانمی که برای سزارین به بیمارستانی در کرمان مراجعه کرده بود، جاماند.

آقای فوتبالیست: فیلم جدیدی بازی نکرده ام

علیرضا نیکبخت واحدی ستاره سابق استقلال و پرسپولیس گفت:در پرسپولیس رفیق ندارم که قهرمانی شان را تبریک بگویم.

فاش شد ! پشت پرده درگیری ” پروفسور ” و ” مهندس پرسپولیس “

برانکو ایوانکویچ هر کجا که می رود، با سوالی در مورد نیمکت نشینی محسن مسلمان مواجه می شود. این در حالی است که کریم باقری به صورت رسمی گفت میانه مسلمان و برانکو شکرآب شده و آنها دیگر مثل سابق نیستند. این حرف ...

تجربیات هنرمند چینی را در «شه‌دخت ایرانی» ببینید/ حضور در شهربازی

نمایشگاه های انفرادی و گروهی شامل عکس، نقاشی، مجسمه، نقاشی خط، چیدمان، تصویرگری و هنر مفهومی روز جمعه ۲۴ فروردین در گالری های پایتخت آغاز به کار میâکنند. ...

تیپ مردانه نیمه کلاسیک «بوراک اوزچیويت»

بوراک اوزچیویت ستاره ی معروف ترکیه به دلیل ایفای نقش های موفقیت آمیز در سریال هایی همچون عشق غیرممکن و حریم سلطان در خاورمیانه به محبوبیت دست یافته است. او سعی می کند تا در هر شرایطی خوش استایل باشد. لباس های انتخابی او شیک و در عین حال نیمه کلاسیک هستند. ...

جایزه بهترین فیلم اول در جشنواره جهانی فیلم فجر اهدا می شود

امسال برای نخستین بار در جشنواره جهانی فیلم فجر جایزه ای به فیلم های اول اهدا می شود که داوران این بخش شامل ۲ سینماگر خارجی و یک ایرانی خواهد بود.

عکس ؛ صحنه مشکوک پنالتی رئالی ها ! این پنالتی صحیح بود ؟

یوونتوس در بازی دیشب ( چهارشنبه ) دست به کار بزرگی زده بود و شکست ۳-۰ بازی رفت را با زدن سه گل به رئال جبران کرد اما اعلام یک پنالتی روی لوکاس واسکز توسط مایکل اولیور(داور بازی) ورق بازی را برگرداند. یوونتوسی ها به شدت نسبت به این صحنه معترض ...

حاتمی کیا: به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم

کارگردان فیلم سینمایی به وقت شام با بیان اینکه به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم و هدفم آشنایی مردم با داعش و مدافعان حرم بود گفت: مدافعان حرم بسیار مظلومند. ...

فیلم | کریستیانو رونالدو؛ مردی که تمام نمی شود

کریستیانو رونالدو؛ کسی که طعنه ها، فقط شمشیر انتقامش را صیقل می دهد... کسی که اول همین فصل، "یک تمام شده " نام گرفته بود...

توانایی «پایتخت ۵» در نمایش دادن رویارویی با داعش

یک منتقد تلویزیونی گفت: کاری که ابراهیم حاتمی کیا در «به وقت شام» نیمه تمام گذاشت، سیروس مقدم در «پایتخت ۵» تمام کرد.

نقد و بررسی فیلم "یک بمب ... داستان عشق"; بمباران به دهه شصت

نقد فیلم «بمب؛ یک عاشقانه»؛ بمباران نوستالوژی های دهه شصت

خطر لو رفتن داستان فیلم و جذابیت از ایرج (B. S.) و میترا (لیلا حاتمی) و میراث فرهنگی است که در تهران سال 66 در وسط مقدار از آنها دچار سرما و او عصبانی بود." آن آن را دانلود کنید پس از پایان بود که حتی پس از شنیدن صدای آژیر قرمز به پناهگاه. و چیزی برای از دست دادن. یکی از شاگردان ایرج , عشق دختر همسایه... با توجه به آنچه که در تعریف سینما دیده می شود به مطبوعات قبل از "بمب" "برف روی کاج ها" و انتظار چنین فیلم اتفاق می افتد نه با آدم عکس ها و تصاویر من. معادی علاقه خود را به درام نامه انزال عمدتا علاقه فردیت خود را مبهم نشان می دهد در حال حاضر با دومین اثبات نمی شود مجذوب یک فیلم است. اما چنین سینمایی آنچه مورد نیاز است ؟ آیا صرف یک فضاسازی قدرتمند می تواند اتمسفر بسازد و بار کمبودهای روایی را به دوش بکشد؟داستان «بمب» در سال 66 می گذرد. برای تصویر کردن تهران آن روزها چه چیزهایی نیاز است؟ آیا باید تصویرگر یک دهه 60 واقعی باشیم و یا چون آثاری مثل «نهنگ عنبر» برداشتی فانتزی و دست چین شده از دهه شصت داشته باشیم؟ آیا «بمب» اشتباهات «آباجان» را تکرار نکرده است؟برای روشن تر شدن ماجرا ارجاعتان می‌دهم به اولین سکانس خارجی «بمب»؛ جایی که لیلا حاتمی از خیابان می گذرد، در قاب چه چیزهایی می‌بینیم؟ یک باجه تلفن زرد رنگ، یک خانم با مانتویی بلند، زنی چادری با زنبیل قرمز، دوربینی که با فیلتری زرد رنگ کمی تصویر را نوستالوژیک کرده، یک آرایشگاه که با فونتی مخصوص دکان های آن دهه قرار است فضا ساز باشد، پیکان و.. در «بمب» انباشت عناصر و اشیای آن دهه در هر نمای خارجی احساس چیدمانی مصنوعی به بیننده می‌دهد. همان کاری که هاتف علیمردانی در «آباجان» کرده بود و به درستی نقد شده بود. اگر در «نهنگ عنبر»، سامان مقدم این همه عناصر را کنار هم می چیند، ساختار فیلم این اجازه را می دهد.آن جا با یک کمدی طرف هستیم که عناصر را در خدمت خلق موقعیت می گیرد و قرار نیست اتمسفر دراماتیکی ایجاد شود. برخلاف «بمب» که نسبتش با رئالیسم خیلی مستقیم‌تر است، اینجا که قرار نیست فانتزی ببینیم.در چنین فضایی دیدن پوستر «خانه دوست کجاست» کیارستمی، نوار کاست، صف نفت و گالن هایی که با هم بالا می آیند، گرچه که همه اش خاطره انگیز است اما خلاف یک رویه رئالیستی است. از همین جهات «بمب» حتی برخلاف نظر عده‌ای در فضا سازی هم موفق نیست و دائما تلاش (در واقع زور زدن هایش) یک کارگردان را پشت تک تک سکانس هایش می بینیم و این گونه بازنمایی فیلم واقعی به نظر نمی رسد.    از فضا سازی که بگذریم به روایت می رسیم؛ روایتی که در سه مکان به موازات پیش می‌رود. یکی خانه‌ی میترا و ایرج است، یکی مدرسه است و دیگری هم زیرزمین یا همان پناهگاه. روایت ها در این سه فضا باید هم‌افزایی داشته باشند و همدیگر را پیش ببرند یعنی اگر سردی ایرج و میترا در خانه می بینیم با سکانسی همسان در مدرسه به ازای آن عصبیتی را در مدرسه از سمت ایرج ببینیم (اتفاقی که به اندازه نمی‌افتد) و البته باز هم در پناهگاه عشق نوجوان‌های داستان را هم در جهت تقویت عشق اصلی داستان ببینیم. اتفاقی که نیفتاده و فیلمی که بر مبنای یک خرده پیرنگ است این گونه کش آمده.شاید در سینمای اروپای شرقی و یا حتی در آثار بیگله جیلان و هانکه این تم روایی موفق است، اما وجه اشتراک همه‌ی آن‌ها خط روایی پیش‌برنده و محرک است و در عین حال همگن بودن فضاهای متفاوت داستانی و یا همان خرده روایت هاست. در «بمب» اما فضاها همگن نیست . تفاوت «بمب» با آثاری که احتمالا کعبه آمال دنیای فیلمسازی معادی است، یکی خط فقیر داستانی و دوم چند پارگی است. سه فضای فیلم «بمب» در واقع از هم گسسته شده است، خاصه آن که مثلا در مدرسه با یک فضای گوتیک (کمدی سیاه) مواجهیم. تیپ سیامک انصاری و آن همه تاکید بر سخنرانی‌های سر صف و گیر و گورهایش به دیوارنویسی‌ها است که با شعارهایی ایدئولوژیک (مرگ بر آمریکا، اسرائیل، انگلیس) ایجاد شده، همه شاید نگاه محترمی پشتش داشته باشد اما در روایت جای نگرفته، چون دقایقی بعد در کنار یک ملودرام سردگم و در خانه میترا و ایرج قرار می گیرد و بعد در کنار پناهگاهی که دوربینش مستند است. مخاطب سه لحن را به فاصله کم در کنار هضم نمی کند .مدرسه کمدی دارد کمدی سیاه، پناه‌گاه رئالیته ترین وجه ماجراست و میزانسن‌های محترمی هم دارد، خانه هم که رهاترین بخش داستان است.    به عبارتی میشد از فضاسازی مصنوع فیلم و از داستان فقیر فیلم گذشت و دلخوش به تازگی‌های احتمالی‌اش شد، اما حتی عشق نوجوان‌های فیلم را هم خیلی بکرتر در «درخت گلابی» دیده بودیم، فضای دهه شصت را هم در «سیانور»، «نهنگ عنبر»، «آباجان». دیالوگ‌بازی های میترا و ایرج را هم در «ایتالیا ایتالیا» دیده بودیم و اغراق‌های مدیر مدرسه را هم در بیشمار تئاترها و کمدی‌ها. چه بد که هیچکدام این‌ها تازه نیست. معادی حتما می داند تب نوستالوژی چندین سال است که باب شده و خیلی از عناصرش خرج شده. «بمب» نمی تواند نوستالوژی را ابزار حرف‌های قشنگش کند و حرف‌های قشنگ در غیبت داستان مقهور اشیا می شوند.فضا سازی که آن و روایت هم که این! می دهد فیلمی که خیلی خوشبینانه در نهایت معمولی است. هر چند که اهمیت گفت و گو و عشق را یادمان بیاورد. هر چند که دغدغه‌های خوبی داشته باشد و لابه لای نوستالوژی بازی‌هایش بخواهد خشونت جنگ و دهه 60 را یادمان بیاورد، موسیقی خوب، طراحی لباس خوب، ایده هایی چون کراوات بستن در خیابان، گیلکی خواندن آن معلم مدرسه و بیم ها و امیدها و تخته نرد در پناهگاه، همه محترم و قابل ستایش است اما ضعف‌های «بمب» را پوشش نمی‌دهد، گو این که کسی برای دیدن چند ایده درخشان یک فیلم نمی‌بیند مثل همان‌هایی که برای یک دکمه کت نمی خرند.